نگاهتیو

دیدنی ها و آموختنی های هنر های تصویری

نگاهتیو

دیدنی ها و آموختنی های هنر های تصویری

سال فرهنگ و اقتصاد با عزم ملی و مدیریت جهادی


ثانیه ها تکرار میشوند ، دقیقه ها تکرار میشوند ، تکرار ساعت ها در هم میپیچد و تکرار روزها را پدیدار میکند ، روز در شب محو میشود و شب آغازی ست برای تکرار دوباره ی هر روز ، روز ها در کنار هم مینشینند و هفته ها را تکرار میکنند ، هفته ها منتظر می ایستند و نظاره گر تکرار ماه ها هستند ، رقص ماه ها فصل ها را پدید می آورد و خستگی فصل ها ... فرصتی دوباره میدهد برای تکرار سالی جدید ... سالی از تکرار تکراری تکرار شونده ها ، هر سال تکرار میشود ... آیا متذکر شونده ای هست ؟!


سلام !
بحث شکل ظاهری فیلمنامه فصل سیزدهم کتاب سیدفیلد می باشد؛ اما به دلیل اینکه می خواهیم شروع به نوشتن ایده ها و سناریوهامون بکنیم به نظرم اومد همین ابتدای کار آموزش این بخش رو بنویسم تا همگی در شکل های واحد و به سبک رسمی در سینمای دنیا و ایران شروع به نوشتن سناریو بکنیم.
انشاالله که مفید باشه و به زودی همه ازش استفاده کنیم!!!



 

-  فیلمنامه ها شکل خاصی دارند که اگر آن شکل نادیده گرفته شود، قابلیت به تصویر کشیده شدن را نخواهد داشت.

هیستوگرام


اگر عکاس باشید یا فیلمبردار فرقی نمیکند ! مهمترین موضوع در ثبت تصاویر نور است و هیستوگرام ، این نمودار کارآمد و دوست داشتنی ، تمام چیزی ست که ما در اختیار داریم تا میزان نور دهی را تشخیص دهیم و انصافا هم هیستوگرام همه ی مشکل ما را برطرف میکند . این خیلی مهم است که به عنوان یک حرفه ای ، از هیستوگرام استفاده کنید و به آن مسلط باشید . من قصد دارم آموزشی کوتاه در این باره برایتان ارائه کنم .

 

 سلام بر همگی!

writer1

قصد دارم در سلسله مباحثی در مورد نویسندگی و فیلمنامه نویسی یادداشت هایی در وبلاگ قرار بدم انشاالله و با کمک خداوند متعال.

سری اول از مطالب کارگاه نویسندگی مربوط می شود به مراحل گام به گام فیلمنامه نویسی؛ که برگرفته از کتاب " مبانی فیلم نامه نویسی" نوشته "سید فیلد" ، می باشد.

این کتاب یکی از بهترین منابع آموزش فیلم نامه نویسی در دنیا و ایران می باشد و نویسنده آن هم جزو نویسندگان هالیوود و از سرشناسان فیلم نامه نویسی در آمریکا است.

نکته ای که قبل از شروع قسمت اول از این مجموعه باید عرض کنم :

مطالبی که بنده می نویسم بصورت خلاصه و نکات کلیدی هستند؛ بنابر این در صورت نیاز به مطالعه بیشتر به اصل کتاب مراجعه کنید تا بصورت تفصیلی و مثال های متعدد موضوع مربوطه را بخوانید.

در پایان بعضی قسمت ها تمارینی قرار داده میشه که میتونه برای پیشرفت و ایده پردازی کمک کنه؛ اگر باهم تمارین رو انجام بدیم نتایج خوبی خواهد داشت.

انشاالله این سری مطالب مفید و لذت بخش باشه براتون؛ از نظرات و پیشنهاداتتون بسیار استقبال می کنم.

باسمه تعالی

نقد فیلم "جاذبه"

سال انتشار: 2013

کارگردان: آلفونسو کوارون

بازیگران: ساندرا بولاک، جورج کلونی


نقد فیلم جاذبه

 

"باید دل کندن را یاد بگیری"

شاید بتوان "جاذبه" را به چشم یک استعاره از زندگی انسان و فراز و فرود های آن توصیف کرد. جاذبه از آن دسته فیلم هایی است که در زمینه جلوه های ویژه یک اثر منحصر به فرد به شمار می آید ولی این موضوع به این معنی نیست که تمام بار فیلم بر دوش جلوه های ویژه آن می باشد. آن چیز که بیش از فناوری های پیش رفته در زمینه جلوه های ویژه نظر شما را جلب می کند داستان فیلم و مفاهیم نهفته در آن است. ثمره کنار هم قرار گرفتن یک داستان قوی و قالبی بدون نقص و پر از جاذبه های بصری اثری است که تحسین اکثر منتقدین سینما را بر انگیخته است. در این نوشته قصد دارم تا فیلم "جاذبه" بیشتر از منظر داستانی و عناصر آن مورد بررسی قرار دهم.

کودک غمگین


کوتاه درباره داستان بچه مردم

اثر جلال آل احمد 

   

مادر ها بخوانند، این رنجنامه را. بگریند بر بچه ای که بی گناه توسط غریبه ای که او را زاییده بود، در خیابان رها شد. آخر چطور میشود مادری چنین کاری را بکند؟ چقدر هم دلش برای آن بچه میسوخت. آری، آن زن بچه مردم را خیلی دوست داشت. ولی بالاخره بچه مردم بود و باید به آغوش همان مردم باز میگشت. آن زن نمیدانست که آن لحظه در خیابان، بچه مردم فکر میکرد همراه مادرش بین غریبه ها آمده است، غافل از اینکه همراه یک غریبه به کانون گرم خانواده اش باز میگشت. آن زن نمیدانست که بچه مردم پس از او هیچ زن دیگری را مادر صدا نمی زند و در آغوش زن دیگری آرام نخواهد گرفت، وفقط به فکر گرم ماندن آغوش خودش بود.  

مگر بچه مردم چه گناهی کرده بود؟ . . .

تو را بخشیدم آن روزی که از من رد شدی آری

که پل ها خوب می فهمند معنای گذشتن را ...


river-birdge



خیلی توضیح نمیدم که شما برداشت و نقدو نظراتتونو بگید فقط اینکه جزو اولین عکس های دوربین ۶ دی کنونه!

وارونه


عکاس : محمد باقری ها (inFocus)

نام عکس : واژگون

Canon 6D / 24 105mm - @50mm / f:4 / 1:30 / ISO 250


دلم رمیده شد و غافلم من درویش // که آن شکاری سرگشته را چه آمد پیش
چو بید بر سر ایمان خویش می‌لرزم // که دل به دست کمان ابروییست کافرکیش

 

هنر...!



نگاه تیو



آخر نفهمیدم هنر چیست و هنرمند کیست! همانطور که نفهمیدم فرهنگ چیست و بافرهنگ و بی فرهنگ به چه کسی گفته می شود!

آخر نفهمیدم بالاخره هنر نزد ایرانیان است و بس یا نیست و بس؛ و اگر هست و بس، پس اینی که دست آن ور آبی های پدر سوخته هست، چیست؟!!

آخر نفهمیدم ما مسلمانیم و اسلام همین است که به ما گفته اند و می بینیم یا نه ما مسلمانیم، نه این دین لامذهبی که به خورد ما داده اند!!

آخر خیلی چیزها را نفهمیده ام و نخواهم فهمید...

ولی...

ولی یک چیز را خوب فهمیدم که هنر(با هر تعریفی) با اسلام(با آن تعریف اصلی) منافات ندارد و اشکال از محتوای خدا و پیغمبری و اسلامی و انسانی نیست که ما نمی توانیم این دو را جمع ببندیم؛ بلکه اشکال از مسلمانی ماست و اسلام آخوندساخته این مملکت!

آخوندهایی که تعریفی هرمنوتیکی از دین آخر خدا می دهند و هر ریش و بی ریشی را از خدا و پیغمبر و دین و مذهب می رانند!

و این اجساد متحرک مجهز به ریش از نوع حزب اللهی که چند وقتی است در ایران به اشاعه دین من درآوردی خودشان پرداخته اند و آن را وسیله دفاعی خود قرار داده اند، همان شکار شده های آخوندهای ظاهر الصلاح بی بوته نان به نرخ روز خور هستند، که طعمه دام آنها شده اند.

و الحمدلله که در جوانی فهمیده ام اسلام همان دین بی سروته و مزخرف این روحانی نماها نیست؛ بلکه اسلام دین محمد امین(ص) مهربان است که شاگردش شده علی(ع) مانندی.

ولی...

می ترسم که بازهم بد فهمیده باشم؛ یا به دلیل بیماری توسعه تحتان، به دنبال دین حقیقی نروم؛ همان دینی که با هنر متعالی منافاتی نداشته باشد؛ همانی که برای همه اضلاع دنیا و آخرتم جواب قانع کننده داشته باشد( و البته در زمان و مکان من زندگی کند)

شاید بهانه خوبی باشد که هنردوستی ام را عاملی برای به دنبال دین حقیقی رفتن قرار دهم؛ تا شاید خودم هم بتوانم با همان هنردینی، اسلامی که خدا در نظر داشته ترویج کنم؛ نه آنی که شکم بعضی ها بیرون داده است.

و حتما آن اسلام حقیقی می تواند با هنر کنار بیاید و رشد پیدا کند و برعکس.

و آن وقت است که می توانم وسیله شوم برای خدایم؛ بشوم زبانش، دستش، چشمش...

با همان هنر و دین حقیقی...

نه مثل هنر مثلا انقلابی و تخیلا اسلامی این روزها که از هرچه معنا و مفهموم الهی است حالم را بهم بزند!

پس باید قدم بگذارم در راهی که ابتدایش خودم را بشناسم، بعد خدایم را و بعد دینش را و بعدترش هنر خدایم را، تا هنرش را به رخ بی هنران بکشانم...

انشاالله ...

 

و من هنوز در جاده خاکی قبل از شروع این راه سگ چرخ می زنم!

باشد که دست هم را بگیریم و بفشاریم و باهم پا در مسیر حقیقت بگذاریم ...

 

کمک کنیم هم را ...

برای مسلمان مومن هنرمند خدایی شدن ...

که شاید محال باشد...

اما خدا با ماست ...

نه آن خدای معروف این روزها!

خود خدا را می گویم!

اوست که با ماست ...

پس یا علی را بگوییم،

باشد که آخرین دست، در دستان گره کرده مان

، دست خدا باشد ...

و بماند ...

 

دستت را بده ...

 

 

یاعلی...

 




چند نکته:

۱. عکس رو علیرضا رحمانی خلق کرده و من دزدیدمش

۲. اگه حرفی هست بگید!

 

نقد فیلم زندانیان(prisoners  )

کارگردان: Denis Villeneuve

نویسنده: AARON GUZIKOWSKI

بازیگران:  HUGH JACKMAN, JACK GILLENHAAL, VIOLA DAVIS 

Prisoners-Poster

 

" ای پدر ما که در آسمانی، نامت مقدس باد.ملکوت ازان توست،اراده ات بر زمین حکم فرماست.نان امروز ما را به ما ده،گناهان ما را ببخش و توان بخشایش بر ما ارزانی دار. از هوی و هوس دور و از شر مصونمان دار. ما را آزمایش مکن بلکه از شر رهایی ده؛ زیرا ملکوت و قدرت و جلال از توست؛ بهشت ازآن توست، از اکنون تا ابد ..."

 

فیلم با صحنه ای از درختان جنگل و با صدای زمینه دعایی از کتاب مقدس شروع می شود.
کلر دوور(هیوجکمن)، پسرش را به شکار برده و قبل از شلیک به آهوی در حال چرا،  بین درختان دعایی زمزمه می کند و صدای شلیک در جنگل می پیچد و آهو می افتد.

 

باسمه تعالی

نقد فیلم "زندانیان/”prisoners

کارگردان: دنیس وینلیو

سال انتشار: 2013

بازیگران: هیو جکمن/ جیک جلینهال/ پل دانو/ترنسی هووارد/...

Prisoners-Poster


داستان فیلم در یک نگاه: داستان فیلم در مورد ربوده شدن دو دختر بچه هشت ساله است. در این میان پدر یکی از دختر ها(هیو جکمن) به شکلی جدی تر خود را درگیر ماجرا می کند و بطور جداگانه از پلیس و گارآگاه مسئول پرونده(جیک جلینهال) اقدام به یافتن دخترش می کند...

انتخاب عکس


عکس هر پست خیلی مهم تر چیزی ست که ما فکر میکنیم . واسه همین آموزش ساده و سریعی از فوتوشاپ تا وبلاگ آماده کردم ...

چمدان های کهنه


این چند نکته ی ساده  کمک زیادی خواهند کرد به منظم تر شدن و بهتر شدن وبلاگ


1. ظاهر را حفظ کنید . استفاده از عکس ها برای هر پست خیلی به درک مطلب و زیبایی کمک میکند . وبلاگ ما قابلیت اینکه برای هر پست یک تصویر تعیین کنیم را ندارد ، اما خودمان میتوانیم این کار را به صورت دستی انجام دهیم .


2. چیدمان متن و فاصله ی متن را هم رعایت کنید . بگذارید بیننده ی بلاگ بفهمد ما برای او وقت میگذاریم .


3. کنترل پنل وبلاگ به زبان شیرین و شیوای فارسی است و به علاوه دارای راهنما نیز هست ! با این وجود آیا رواست که آنرا نخوانیم و مدیران وبلاگ را دچار دردسر و شکنجه روحی کنیم ؟!


4.پستی که میخواهید روی بلاگ قرار دهید بدون شک و مغلطه دارای غلط املایی ست . قبل کلیک کردن بر روی دکمه ی سبز رنگ "ذخیره و انتشار" یکبار متن را بازبینی کنید . 


5.بلاگ ما دارای امکاناتی ست . در منوهای کنترل پنل بگردید و با آنها آشنا شوید . شاید راه حل ساده تری برای مشکل وجود داشته باشد .


6. آماده سازی هر پست برای انتشار ، 5 دقیقه از شما وقت خواهد گرفت . فقط متن کپی پیست نکنید ! کلیدواژه ها و برچسب ها را ست کنید ، لینک ها را بر روی متن خود قرار دهید ، طبقه بندی موضوعی را رعایت کنید ، زیبا کار کنید ...


7. انتربازی درنیارید 

نویسنده


وبلاگ ما بر روی سایت bayan.ir بنا شده است . سایت بیان تنها به کاربرانی که درون سایت ثبت نام کرده باشند اجازه میدهد تا وبلاگ بسازند یا نویسنده ی وبلاگی باشند . ازاین رو شما باید ابتدا یک اکانت در سایت بیان بسازید سپس اسم کاربری آن اکانت را در اختیار من بگذارید تا شما را نویسنده کنم .


توجه : از نوشتن هرگونه مطالب توهین آمیز ، فحاشی به هم دیگر ، تصاویر مستهجن و ... اکیدا دوری نمایید .


عکس اول



به نام خداوند رنگ ها و نور ها و پیکسل ها ... پروردگار کادر ها و شات ها ... او که در تصویری سازی همیشه قاعده ی نسبت طلایی را رعایت میکند ... رب العالمینی که سوزناک ترین تراژدی ها و شیرین ترین درام ها را برروی پرده ی نامرئی تاریخ نمایش داده است ... خالق لنز ها ، کسی که میتواند همه تصاویر را همزمان از درون میلیمتر میلیمتر فاصله ی کانونی لنز ها ثبت کند ... کسی که درون کادرش ، از زنبوری در فاصله ی ماکرو تا قرص ماه ، همه فوکوس اند ... خدایی که بهترین و تنهاترین فیلم ساز است و اکثر همکاران زمینی اش ، علیه او فیلم میسازند ...


... اولین پست این بلاگ است . امیدوارم که انشا الله بتوانیم تکانی بدهیم خودمان را و روز به روز بیشتر یادبگیریم و یاد بدهیم و حرفه ای تر شویم . اصل ماجرا دانش و یادگیری و کار و ابتکار است . این باید برای ما هدف باشد به نظر من . ما باید همه چیز را بدانیم ، همه ی تکنیک ها را همه ی تکنولوژی ها را بشناسیم ، اخبار را داشته باشیم و نمونه کار ها ی فراوانی را ببینیم . و مهم تر از همه اینکه سعی کنیم کار های گوناگونی در حد استاندارد ها و برای دیده شدن همه بشر بسازیم . نباید محدود شویم به این سینما و جامعه ی هنری نم کشیده و زامبی گونه ی خودمان . رقبای ما الان در هالیوود دارند عین اسب تلاش میکنند ، ناگزیر برای اینکه بهتر از آنها باشیم ، باید عین بوفالو تلاش کنیم . و در این اسب و بوفالویی که گفتم واقعیاتی نهفته است ، آیاتی نهفته است برای آنها که می اندیشند ! خلاصه آقا پاره ایم ... پاره ... 

موفق باشید ... اگه میتونید .